مولانا :

تا که از جانب معشوق نباشد کششی             کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد...

دلت چی میخواد؟

دلم میخواد..........

 

( این جمله را در قسمت نظرات کامل کنید!!)  

نظر بدید!!!

 

به نظر شما تاثیر گذارترین شاعر ایرانی بر فرهنگ و هنر پارسی کیست؟

 

در قسمت نظرات بگید کی و چرا...

 

                         

کین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمیشود.....

همراه شو عزیز...   همراه شو عزیز...    تنها نمان به در

کین درد مشترک هرگز جدا جدا

درمان نمی شود

دشوار زندگی

هرگز برای ما ... دشوار زندگی

هرگز برای ما بی رزم مشترک

آسان نمی شود .......تنها نمان به در

همراه شو عزیز همرا شو

همراه شو همراه شو عزیز همراه شو عزیز تنها نمان به در

کین درد مشترک هرگز جدا جدا

درمان نمی شود......

 

برزین آذرمهر(پرویز مشکاتیان)

شعر دل انگیز همه هست آرزویم....

همه هست آرزویم كه ببینم از تو رویى

چه زیان تو را كه من هم برسم به آرزویى؟!

به كسى جمال خود را ننموده‏ اى و بینم

همه جا به هر زبانى، بود از تو گفت و گویى!

غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلم

تو بِبُر سر از تنِ من، بِبَر از میانه، گویى!

به ره تو بس كه نالم، زغم تو بس كه مویم

شده‏ ام زناله، نالى، شده‏ ام زمویه، مویى

همه خوشدل این كه مطرب بزند به تار، چنگى

من از آن خوشم كه چنگى بزنم به تار مویى!

چه شود كه راه یابد سوى آب، تشنه كامى؟

چه شود كه كام جوید زلب تو، كامجویى؟

شود این كه از ترحّم، دمى اى سحاب رحمت!

من خشك لب هم آخر زتو تر كنم گلویى؟!

بشكست اگر دل من، به فداى چشم مستت!

سر خمّ مى سلامت، شكند اگر سبویى

همه موسم تفرّج، به چمن روند و صحرا

تو قدم به چشم من نه، بنشین كنار جویى!

نه به باغ ره دهندم، كه گلى به كام بویم

نه دماغ این كه از گل شنوم به كام، بویى

زچه شیخ پاكدامن، سوى مسجدم بخواند؟!

رخ شیخ و سجده‏گاهى، سرما و خاك كویى

بنموده تیره روزم، ستم سیاه چشمى

بنموده مو سپیدم، صنم سپیدرویى!

نظرى به سوى(رضوانىِ)دردمند مسكین

كه به جز درت، امیدش نبود به هیچ سویى‏



فصیح الزمان شیرازى (رضوانى)

 

دوستان عزیز در کامنت برام بنویسید کدوم بیت این شعر فوق العاده رو بیشتر دوست دارید.برای من بسیار خاطره انگیزه

نگاه بلند

در پی آن نگاه های بلند،

 

                             حسرتی ماند و  

 

                                              آه های بلند! 

 

                                                               (فریدون مشیری )

تک بیت فریدون مشیری

هر چه به عالم بود اگر به کف آرید؛

 

                             هیچ ندارید اگر که عشق ندارید!!

 

( فریدون مشیری )

غم نان

از انسانی که تویی

 

قصه ها می توانم کرد

 

غم نان اگر بگذرد...

 

( احمد شاملو )

یکی از دلنوشته ها ی شما.. (توسط : نیهام)

گاه آن کس که به رفتن چمدان می بندد

 

رفتنی نیست ، دو چشم نگران می خواهد...

جاده(شعر بسیار زیبای کرم دخت)

جـاده جـاده می دود ، چـشــم های من هـنـوز

 

                                                بوی مهربان کیست در صدای من هنوز؟

 

جاده خسته شد ، نشست ، من هنوز می دوم

 

                                                    سنگ گـریه می کـند زیــر پای من هنوز

 

دسـت من نـمی رســد تا صــدا کنـم تــو را

 

                                                  لرزشی مـدام هست در صـدای من هنوز

 

 

جـاده جـاده رفــتــه ام ، تا غروب هــای دور

 

 

شوق رفتن است باز ، در صدای من هنوز...

 

 

( کرم دخت )

 

این عطر غریب (حسین پناهی)

این عطر غریب ،

 

مرا به دور های دور می برد،

 

به روزهای دریا و هیچکس...!

 

( حسین پناهی )

تک بیت سعدی

بـخـت آیـیــنـــه ندارم که در او می نگری

 

خاک بـــازار نـیـرزم کـه بر او می گذری ،

 

من چنان عاشق رویت که ز خود بی خبرم

 

تو چنان فتنه ی خویشی که ز ما بی خبری...

 

( سعدی شیرازی )

تک بیت سعدی

سرو درآید ز پای، گر تو بجنبی ز جای

 

ماه بیفتد به زیر ، گر تو برآیی به بام...

 

( سعدی شیرازی )

تک بیت زیبا

سخت دلبستگی ای داشت به بالم صیاد ،

 

تا نشد بالش او پر ز پرم خواب نکرد...

 

(غنی کشمیری )

تک بیت شهریار

همه در چشمه ی مهتاب،غم از دل شویند

 

آخر ای مه تو هم از طالع من غمگینی...

 

( محمد حسین شهریار)

دو بیت زیبا از حافظ

شربتـی از لـب لـعـلش نچشـیـدیـم و بـرفت

 

روی مـه پیـکر او سیــر ندیــدیـم و برفـت

 

گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود

 

بار بربسـت و به گردَش نرسیـدیم و برفـت

 

( حافظ شیرازی )

چمدان

چمدان دست تو و ترس به چشمان من است...

 

( علیرضا آذر )

یکی از دلنوشته های شما(توسط: ALI ELMI )

دیگر از تکرار تنهایی ها خسته ام ؛

 

به کلاغ ها زیرمیزی می دهم

 

                                    تا قصه ام را تمام کنند....!!

شعر تو ای پری کجایی(سرگشته)از هوشنگ ابتهاج+دانلود آهنگ با صدای حسین قوامی و محمد اصفهانی

 

شبـی کـه آواز نـی تو شـنیـدم ، چو آهــوی تشنه پی تو دویـدم


دوان دوان تا لب چشمه رسیدم ، نشانه ای از نی و نغمه ندیدم...


تو ای پری کجایی؟؟ که رخ نمی نمایی


از آن بهشت پنهان ، دری نمی گشایی...

 

 

(برای خواندن ادامه این شعر زیبا و دانلود آهنگ با صدای استاد حسین قوامی و 


محمد اصفهانی به ادامه مطلب بروید )

ادامه نوشته

قفل

قفل یعنی که کلیدی هم هست ...


(نصرت رحمانی )

سفر کرده (حافظ)

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست ،


هر کجا هـست ، خدایـا به سلامت دارش...


( حضرت حافظ )

گفتم تو شیرین منی...

گفتم : تو ش‍‍‍‍ـیرین منی.

 

گفتا : تو فرهـادی مگر؟

 

گفتم : خرابت می شـوم.

 

گفتا : تو آبـادی مگـر؟

 

گفتم : ندادی دل به من.

 

گفتا : تو جان دادی مگر؟

 

گفتم : ز کـویت مـی روم.

 

گفتا :تو آزادی مگـر؟

 

گفتم : فراموشم مکن.

 

گفتا : تو در یادی مگر؟؟

با درد بساز...(خیام نیشابوری)

ای دل ، ز زمــانه رسـم احسان مَطَلَب 


وز گردش دوران سر و سامان مطلب ؛


درمان طلبـــی ، درد تو افــزون گردد


با درد بساز و هـیـچ درمان مطلب...!!


( خیـام نیشابوری )

بی رنگ رُخت (مولانا )

دلـــتنـــگم و دیدار تو درمان من است


بی رنگ رخت زمانه زندان من است ؛


بر هــیـــچ دلی مبـاد و بر هــیـــچ تنی


آنچ از غم هجران تو بر جان من است...


( حضرت مولانا )

گر دست رسد...(حافظ)

گـــر دست رســـــــد در سر زلـفیـن تو بازم


چون گوی چه سرها که به چوگان تو بازم ،


زلــــــف تو مرا عمر درازســـت ولی نیست


در دست سر مویـی از آن عمـــــر درازم....


( حافـظ شیرازی )

شعر زیبای فریاد از فریدون مشیری

مشت می‌کوبم بر در

 

پنجه می‌سایم بر پنجره‌ها ؛

 

من دچار خفقانم، خفقان .

 

من به تنگ آمده‌ام از همه چیز !

 

بگذارید هواری بزنم...

 

آی! با شما هستم

 

این درها را باز کنید.

 

من به دنبال فضایی می‌گردم

 

لب بامی ،

 

سر کوهی ،

 

دل صحرایی ،

 

که در آن‌جا نفسی تازه کنم

 

می خواهم فریاد بلندی بکشم

 

که صدایم به شما هم برسد!

 

من هوارم را سر خواهم داد!

 

چاره درد مرا، باید این داد کند

 

از شما خفته‌ی چند!

 

چه کسی می‌آید، با من فریاد کند؟؟ ...

 

( فریدون مشیری )


یاری کن ای اجل....(شهریار)

از زندگانیــم ،گله دارد جوانیـَـــم


شرمنده جوانی،از این زندگانیـَـم


دارم هوای صحبت یاران رفته را


یاری کن ای اجل که به یاران رسانیـَـم...


(محمد حسین شهریار )

ترا من چشم در راهم (شعر خاطره انگیز نیما یوشیج)

ترا من چشم در راهم ،


شباهنگام که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی


وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم


ترا من چشم در راهم....



شباهنگام ،در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند


در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام ،


گرم یاد آوری یا نه 


من از یادت نمی کاهم ،


ترا من چشم در راهم.....


( نیما یوشیج )

سهراب بیا

فهمیدن عشق را چه مشکل کردند !


ما را ز درون خویش غافل کردند


انگار کسی به فکر ماهی ها نیست ،


سهراب،  بیا که آب را گل کردند....

به قول سهراب

 عاشق همیشه تنهاست...!!!